تبليغاتX
وبلاگ جامع خبررسانی

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

وبلاگ جامع خبررسانی

خانه ای برای شما !!!
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
تبلیغات

تبلیغات

دریافت آخرین یوزرنیم ها و پسوردهای NOD32 و ESET 

درباره ما

« وبلاگ جامع خبررسانی » یک سایت مستقل ، آزاد و بدون وابستگی به هیچ سازمان و ارگانی است . عمده مطالب این سایت بر مبنای اخبار و مطالب خبری روز و مباحث و مطالب برگرفته از اینترنت و یا تحلیل های شخصی نویسندگان سایت است . این سایت بر اساس قانون جمهوری اسلامی ایران عمل می کند و تابع مقررات ایران است . مطالب سایت کاملا آزادانه و فاقد برچسب سیاسی و جهت گیری های سیاسی ، صنفی و ... است .

تصویر روز


 

خبرنامه





Powered by WebGozar


 

امکانات دیگر

تعداد نفر اين صفحه را مشاهده کرده اند


 

تقویم

آرشیو

هفته چهارم مرداد 1389 هفته سوم مرداد 1389 هفته دوم مرداد 1389 هفته اوّل مرداد 1389 هفته دوم تیر 1389 هفته اوّل خرداد 1389 هفته چهارم اردیبهشت 1389 هفته چهارم فروردین 1389 هفته سوم فروردین 1389 هفته دوم فروردین 1389 هفته اوّل فروردین 1389 هفته دوم اسفند 1388 هفته چهارم بهمن 1388 هفته اوّل دی 1388 هفته چهارم آذر 1388 هفته سوم آذر 1388 هفته دوم آذر 1388 هفته اوّل آذر 1388 هفته اوّل آبان 1388 هفته چهارم مهر 1388 هفته سوم مهر 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته اوّل مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته اوّل فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385

موضوعات

ویروس و آنتی ویروس
پاسخ به سوالات شما
خدمات وب
اخبار روز
ورزش و تفریحات سالم
دانش و فناوری
فرهنگ و هنر
اجتماعی
آموزش عمومی
چهره های برتر
یادی از اهل خاک
زندگینامه و شرح حال
مقالات
مصاحبه و گفتگو
طنز و سرگرمی
پزشکی و سلامت
سیاست
دین و اندیشه
موبایل
آموزش کامپیوتر
متفرقه
طالع بینی
موسیقی
تبادل لینک
فتوگالری
اس ام اس
حکایتها و شکایتها
قرآن و حدیث
شهیدان خدایی
بزرگان دین
شعر و ادبیات
تاریخ و تاریخچه
عاشقانه ها و شاعرانه ها
چهارده معصوم
قصه و حکایت
سخن بزرگان و فرهیختگان
نوآوری و شکوفایی
نظرسنجی
کلیپ و نوانما
وبلاگ و وبلاگ نویسی
یادواره ها و مناسبت ها
آشپزی و آشپزخانه
کودک و نوجوان
صنعت خودرو
ترفندهای یاهو
ترفندهای امنیتی
ترفندهای ویندوز
ترفندهای شبکه
ترفندهای کیبورد
ترفندهای موبایل
ترفندهای دسکتاپ
ترفندهای مرورگر
ترفندهای رجیستری
ترفندهای نرم افزاری
آموزش ویندوز
آموزش برنامه ها
آموزش اینترنت
دانلودکده
دلنوشته های یک نویسنده
داستانهای آموزنده
جدول لیگ های ورزشی
برداشت آزاد
اطلاعات عمومی
معرفی سایت
خانواده و زندگی

گالری عکس بازیگران و هنرمندان  

پشتیبانی آنلاین



معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

لینک دوستان

گروه نرم افزاری مستر
دانشگاه آزاد خوراسگان
گزارش اقلیت
نامه های بی پایان
دیوانگان
دیشلمه
گل صد برگ
منچستر یونایتد قهرمان
طلوع سرد
مصطفی نامه
هم نشین
:::عكسهاي باحال و ديدني:::
اخبار 40 سال اینده
وبلاگ جامعه شناسي ايران
کنکور ارشد حسابداری
یادداشت های یک معلم
گلچینی از بهترین ها
علوم دامی
جملات عاشقانه رومانتیک
قلب یخی
پایگاه تخصصی رایانه
انجمن های گفتگو وآموزشی
تحقیقات ومقالات ورزشی
هبوط در کویر
اخبار حرفه ای تخصصی
گلبرگهای عشق
ولقان
مسدود کننده و تقویت کننده امواج
آموزش زبان آلمانی
گروه نرم افزاری مستر
دانلود صوت و فیلم مذهبی
حق جو
پی سی دانلود
سایت تخصصی کامپیوتر
برازجان
ماه گشت
stat
شبهای تنهایی
مسعود ده نمکی
ناصر عبداللهی
CD های مکانیک خودرو
بزرگترین سایت دانلود در ایران
پایگاه خبرگزاری ورزشی ISPN
عاشقان پرسپولیس
طرفداران پنتوریکو و بانوی پیر
مشق عاشقی
آموزش VB 6.0
اسکار سینما
وبلاگ رسمی مجید اخشابی
گلچین اندیشه های الهی
سوال از شما پاسخ از ما
پریا
دانلود هر چیزی که بخوای
عصر نو
اخبار روز
شارژ مجانی سیم کارت
هر چه بخوای اینجا هست
وبلاگ آموزشی کمیل
خبرنگاران جوان آذربایجان
تبادل لینک با ما
اس ام اس رایگان بیا اینجا
وبلاگ جامع خبررسانی
تازه ها در اینترنت
دیدگاه
ایران بین
سعید نژاد سلیمانی
اخبار باشگاه پیروزی
چشمان من
به یاد تو
آیدان کلانتر
بچه های رامسر
جوانی ، بهار آرزوها
تبادل لینک با ما
عاشقانه و شاعرانه
خوش آمدید
موضوع: قصه و حکایت | نویسنده: مدیریت سایت

خر ما از کره گي دم نداشت     

 مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون كشيدن آن درمانده. مساعدت را (براي كمك كردن) دست در دُم خر زده قُوَت كرد (زور زد). دُم از جاي كنده آمد.فغان از صاحب خر برخاست كه ” تاوان بده !” مرد به قصد فرار به كوچه يي دويد، بن بست يافت.خود را به خانه ايي درافكند


موضوع: قصه و حکایت | نویسنده: مدیریت سایت

حکایت پیرمرد و بچه ها

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود را شوت می کردند و سروصداى عجیبی راه انداختند. این کار توسط همان سه پسر هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.
روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم که به سن شما بودم همین کار را می کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی ۱۰۰۰ تومان به هر کدام از شما می دهم که بیائید اینجا و همین کارها را بکنید . بچه هاخوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد، پیر مرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی تونم روزی ۱۰۰ تومان بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟بچه ها گفتند: «۱۰۰ تومن؟ اگه فکر می کنی ما به خاطر روزی فقط ۱۰۰ تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کورخوندی. ما نیستیم.» و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد .

پند اخلاقی : گاهی اوقات با کمی تفکر می تونیم خیلی از مشکلات را حل کنیم .


موضوع: قصه و حکایت | نویسنده:

خواب عجیب

روزي مردي خواب عجيبي ديد . ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي انها نگاه ميکند. هنگام ورود ، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هاي را که توسط پيکها از زمين ميرسند، باز ميکنند و داخل جعبه ميگذارند . مرد از فرشته پرسيد : شما چه کار ميکنيد ؟.........

 


موضوع: قصه و حکایت | نویسنده:

داستان قشنگ و عبرت آموز جینی و گردنبندش

جینی دختر کوچولوی زیبا و باهوش پنج ساله ای بود که یک روز که همراه مادرش برای خرید به مغازه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش 5/2 دلار بود،چقدر دلش اون گردنبند رو می خواست.پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که اون گردن بند رو براش بخره..........


موضوع: قصه و حکایت | نویسنده:

 حكايتي از يك سگ

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود “ لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین“. ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت. سگ هم کیسه راگرفت و رفت.


موضوع: قصه و حکایت | نویسنده:

 

حکایتی از " آثار نماز اول وقت "


موضوع: قصه و حکایت | نویسنده:

 

" شرط عشق "

داستانی کوتاه پیرامون عشق حقیقی


موضوع: قصه و حکایت | نویسنده: مدیریت سایت

ای که یک عمر رفت و در خوابی     مگر این چند روزه دریابی

یکی رفت سراغ گردو فروش و بهش گفت : می شه همه گردوهاتو مجانی بدی به من ؟ گردو فروش با تعجب به اون نگاه کرد و جوابی نداد . مرد دوباره پرسید : میشه یک کیلو از گردو هاتو مجانی بدی ؟ و باز هم با سکوت گردو فروش رو به رو شد.پس خواهش کرد حداقل یک دونه از گردوها رو به من بده ! تا بالاخره گردو رو گرفت و ادامه داد : یکی ارزش نداره , یکی دیگه هم مجانی بده ! و با اصرار یک گردوی دیگه هم مجانی گرفت و درخواست کرد گردوی سوم رو هم مجانی بگیره !گردو فروش که عصبانی شده بود گفت : زرنگی ! می خوای اینجوری همه رو یکی یکی بگیری ؟! مشتری سمج گفت : راستش می خواستم درسی بهت بدم ! آخه عمر ماهمین جوریه ! اگه بهت بگم همه عمرت رو به من بفروش , به هیچ قیمتی این کار رو نمی کنی ولی روزای زندگی ات رو یکی یکی بی توجه از دست می دی و تا به خودت بیای همه عمرت از کف رفته !